به هر صورت که رفتی خواهشا برگرد اینجا
مرا بگذار در جریان ریز رفت و آمدهات
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدپور
خیال کرده ای که من شبیه کوه ، استوار ، در انزوای رفتنت خواهم ماند ؟
خیال کرده ای تمام غصه های من پس از نگاه به آب ، خواهد رفت ؟
خیال کرده ای تماشای تو مثل دیدن همیشگی چیزها، مرا به سمت عشق نخواهد برد ؟
خیال کرده ای خدا مرا ز تو جدا کرده است و این عادی است ؟
خیال کرده ای که من همیشه ایستاده ام ؟
نه ، این زن جوان
به عشق باخته
و عشق ، سوختن دارد و دلم . . .
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدپور
عمر کوتاه است
قهر طولانی برای چه ؟
زود می میریم
این زودتر خاکسپاری برای چه ؟
ما همه انگشتان یک مشتیم
این تک روی ها و جدایی ها برای چه ؟
باید به خیر بگذرد احوال آدمها
آدم شود بازیچه شیطان برای چه ؟
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدپور
باران که می گیرد گمان من
یک دختری تصمیم می گیرد
تصمیم می گیرد شود سنگی
اینگونه او هرگز نمی میرد
باران که می بارد
خدا آهسته در گوش ملک گوید
این دخترک بالش شکسته
زودتر
پرواز را باید و حتما از شما او یاد می گیرد
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدپور
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدپور
بیهوده نیامدی که بیهوده روی
انسان شدنت بهانه خلقت بود
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدپور
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدپور